تبليغاتX
تولد دوباره
 
هرگز لبخند را ترك نكن حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود
 

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میونه این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار

من که تو بن بسته غربت زخمی از آواره پاییز

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من چه حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

بنویس مهلت موندن یک نفس بود

سهم من از همه دنیا یک قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 1:29  توسط سارا  | 

با من اسم این شب و زمزمه کردی

می دونم بری دیگه بر نمی گردی

رفته از یاد تو حرفایی که گفتم

دیگه کم کم دارم از چشات می افتم

تو بگو بی تو به عشق کی بنازم؟

دارم این زندگی رو به چی می بازم؟

تو بری مثل تو از کجا بیارم؟

تو نباشی دیگه سایه ای ندارم

تو گوشم داد می زنی به پات نسوزم

نمی دونی بی تو مرگ شب و روزم

دیگه طاقت نداره این دل داغون

عاشقی توی چشات نمیشه پنهون

اگه این سوال کهنه بی جوابه

اگه حتی تورو داشتن مثل خوابه

بذار این خیال خوش من و بگیره

بذار این قصه با دست تو بمیره

تو بگو بی تو به عشق کی بنازم؟

دارم این زندگی رو به چی می بازم؟

تو بری مثل تو از کجا بیارم؟

تو نباشی دیگه سایه ای ندارم

 

  نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 2:30  توسط سارا  | 
به تو گفتم نگفتم؟!
به تو گفتم من و عاشق نکن ديوونه ميشم
من و از خونه آواره نکن بی خونه ميشم
خطر کردی نترسيدی من و دلداده کردی
تو کردی هرچی با اين ساکت افتاده کردی
ديگه از کوچه ی من راه برگشتن نداری
منم دوست و منم دشمن کسی جز من نداری
به تو گفتم نگفتم؟!
نگفتم دل من بی اعتباره
اگه عاشق بشه پروا نداره
نميفهمه خطر اين مرغ بی دل
قفس ميشکنه ميره تا ستاره
به تو گفتم نگفتم؟!
به تو گفتم اگه مستم کنی مثل پرنده
ديگه از من نپرس مستی عاشق چون و چنده
چنان دل سوخته ميزنم به اسمت زير آواز
که آوازه ی من راه فرارت و ببنده
به تو گفتم نگفتم؟!
به تو گفتم نگفتم؟؟؟!!!


  نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 1:24  توسط سارا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM