هرگز لبخند را ترك نكن حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود |
از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میونه این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
من که تو بن بسته غربت زخمی از آواره پاییز
فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من چه حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یک نفس بود
سهم من از همه دنیا یک قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

با من اسم این شب و زمزمه کردی
می دونم بری دیگه بر نمی گردی
رفته از یاد تو حرفایی که گفتم
دیگه کم کم دارم از چشات می افتم
تو بگو بی تو به عشق کی بنازم؟
دارم این زندگی رو به چی می بازم؟
تو بری مثل تو از کجا بیارم؟
تو نباشی دیگه سایه ای ندارم
تو گوشم داد می زنی به پات نسوزم
نمی دونی بی تو مرگ شب و روزم
دیگه طاقت نداره این دل داغون
عاشقی توی چشات نمیشه پنهون
اگه این سوال کهنه بی جوابه
اگه حتی تورو داشتن مثل خوابه
بذار این خیال خوش من و بگیره
بذار این قصه با دست تو بمیره
تو بگو بی تو به عشق کی بنازم؟
دارم این زندگی رو به چی می بازم؟
تو بری مثل تو از کجا بیارم؟
تو نباشی دیگه سایه ای ندارم


|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|